|
چناران این بیشهها باید از پا درآیند که با برگهاشان چرا پنجهی بادها میزند دف و در هر خیابان چرا میکشند از کران تا کران صف و خورشید را باید آویخت از دار رنگینکمانها که بیمعجر از حجلهی خاوران میبرآید و دستان باد شبانگاه را بریدن سزاست که دزد است و از باغها برگ گل میرباید! نویسنده : محمدکاظم کاظمی
![]() صفحه قبل 1 صفحه بعد ![]() |